|
|
| گذري بر کتابي در احوال و ملفوظات مشايخ چشت |
|
|
|
«سيرالاولياء في محبة الحق جلّ و علاء» کتابي است از سيد محمّد بن مبارك علوي كرماني، معروف به ميرخورد، که به كوشش و اهتمام محمد ارشد قريشي، مدير مؤسسة انتشارات اسلامي لاهور با پيشگفتار دکتر عارف نوشاهي و سخني از دكتر مهدي غروي...
«سيرالاولياء في محبة الحق جلّ و علاء» کتابي است از سيد محمّد بن مبارك علوي كرماني، معروف به ميرخورد، که به كوشش و اهتمام محمد ارشد قريشي، مدير مؤسسة انتشارات اسلامي لاهور با پيشگفتار دکتر عارف نوشاهي و سخني از دكتر مهدي غروي، مدير مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان در اسلام آباد توسط مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان و مؤسسه انتشارات اسلامي در 616 صفحه در 1398 ق / 1978م به شيوة افست منتشر شده است. بر اساس مقدمة دکتر نوشاهي ميدانيم که نسخههاي خطي موجود «سيرالاولياء في محبة الحق جلّ و علاء» عبارتند از: 1. كلكته، كتابخانة انجمن آسيايي بنگال، کتابت 1040 ق / 1630م، به خامة عبدالوهاب بن شهابالدين قنوجي (فهرست ايوانف، به شمارة 243، ص 87). 2. لندن، ديوان هند، بخش فارسي، شمارة 668، کتابت 1093 ق / 1682م. 3. لندن، موزة بريتانيا، شمارة 1746، شامل مجموعة خط نستعليق(52 ـ144)، کتابت در حدود 1852م، مطالب برگزيده دارد(فهرست ريو، ج 3، ص a 976). 4. برلين، شمارة 586، باب ششم (به استناد استوري، ج1، ص 944). 5. حيدرآباد دكن، كتابخانة آصفيه، شمارة 939، فقط باب نهم، کتابت 1277 ق/ 1ـ1060م (فهرست آصفيه، جلد 1، ص 1444). محمد بن مبارك بن محمد بن محمود، معروف به ميرخورد، در دهلي متولد شده است. او در ابتداي امر تاجر بود و معمولاً به لاهور، اجودهن و ملتان سفر ميكرد. ميرخورد در اين مسافرتها با فريدالدين گنجشكر آشنا و مأنوس شد و تجارت را رها كرد و به سلوك معنوي تحت هدايت شيخ فريدالدين پرداخت. بعد از وفات شيخ به خدمت نظامالدين اولياء رسيد و در حلقة مريدان او داخل شد. پس از مرگ نظامالدين اولياء، ميرخورد خليفة او شد و سرانجام در سال 770 هجري دار فاني را وداع گفت. او «سيرالاولياء في محبة الحق جلّ و علاء» را در سن 50 سالگي به رشتة تحرير در آورد. سيرالاولياء در ده باب تدوين شده است. پس از ديباچهاي در نعت بزرگان دين و بيان ابواب و فصول كتاب، متن كتاب آغاز ميشود. باب اول كتاب به فضائل خواجگان چشتيه از پيامبر اكرم (ص) تا عهد نظامالدين اولياء ميپردازد. در اين باب پس از نعت و ذكر پيامبر (ص) و علي (ع)، به ترتيب از حسن بصري، ابوالواحد زيد، فضيل عياض، ابراهيم ادهم، حذيفه مرعشي، هبيرة البصري، ممشاد علي دينوري، ابواسحاق شامي چشتي، ابواحمد چشتي، ابويوسف چشتي، محمد مودودي چشتي، حاجي شريف زندني چشتي، عثمان هاروني، معينالدين حسن سنجري، قطبالدين بختيار كاكي اوشي چشتي، شيخالاسلام فريدالدين و نظامالدين اولياء ياد ميشود. قسمت اصلي متن باب اول اختصاص دارد به شرح احوال قطبالدين بختيار، خواجه فريدالدين و نظامالدين اولياء. شرح احوال اوليا از پيامبر تا ابتداي احوال خواجه قطبالدين 18 صفحه را به خود اختصاص دادهاست، اما به خواجه قطبالدين 9 صفحه، شيخ فريدالدين 33صفحه، و نظامالدين اولياء 64 صفحه از متن كتاب اختصاص يافته است. با اين تفصيل به نظر ميرسد كه هدف اصلي كتاب در باب اول توصيف و شرح احوال اين سه تن خصوصاً نظام اولياء بودهاست. ابواب بعدي كتاب مؤيد نظر ماست. باب دوم كتاب به مناقب و فضائل و كرامات خلفاي شيخ معينالدين حسن سنجري، قطبالدين بختيار، و خواجه فريدالدين ميپردازد. بيان احوال شيخ حميدالدين سوالي در سه نكته، شيخ بدرالدين غزنوي در دو نكته، شيخ نجيبالدين متوكل، مولانا بدرالدين اسحاق در دو نكته، شيخ جمالالدين هانسوي، و شيخ عارف خليفة فريدالدين موضوع نوشتار اين فصل است. باب سوم كتاب در باب مناقب و فضائل اولاد و نوادگان شيخ فريدالدين و نزديكان نظامالدين اولياء است. در اين باب كرامات پسران (: خواجه نصيرالدين، مولانا شهابالدين، شيخ بدرالدين سليمان، خواجه نظامالدين، و خواجه يعقوب)، دختران(: بيبي مستوره، بيبي شريفه، و بيبي فاطمه همسر بدرالدين اسحاق)، نبيرگان(: شيخ علاءالدين، خواجه عزيزالدين، شيخ كمالالدين، و خواجه عزيزالدين بن خواجه ابراهيم)، و نسبگان (: خواجه محمد، خواجه موسي، و خواجه عزيزالدين صوفي شيخ كمالالدين) شيخ فريدالدين بيان ميشود؛ سپس فضائل نزديكان نظامالدين اولياء (: خواجه رفيعالدين هارون، خواجه نقيالدين نوح، خواجه ابوبكر مصليدار، مولانا قاسم، و خواجه عزيزالدين بن خواجه ابوبكر مصليدار) و سپس فضائل جد و پدر و اعمام مؤلف كتاب يعني ميرخورد (: سيد محمد محمود كرماني، سيد نورالدين مبارك، سيدكمالالدين امير احمد، خواجه سيد حسين كرماني، و خواجه سيد خاموش) بيان شده است. باب چهارم كتاب فضائل خلفاي نظامالدين اولياء را بيان مينمايد. در اين باب احوال مولانا شمسالدين يحيي در چهار نكته، شيخ نصيرالدين محمود در چهار نكته، شيخ قطبالدين منور در پنج نكته، مولانا حسامالدين ملتاني در سه نكته، مولانا فخرالدين زرّادي در شش نكته، مولانا علاءالدين نيلي، مولانا برهانالدين غريب در دو نكته، مولانا وجيهةالدين يوسف كلاكهري در سه نكته، مولانا سراجالدين عثمان، و مولانا شهابالدين امام بيان شدهاست. باب پنجم كتاب به شرح فضائل ياران نظامالدين اولياء مي پردازد. خواجه ابوبكر منده، قاضي محيالدين كاشاني، مولانا وجيهةالدين پائلي، مولانا فخرالدين مروزي، مولانا فصيحالدين، امير خسرو دهلوي، مولانا جمالالدين، مولانا جلالالدين اودهي، خواجه كريمالدين سمرقندي، قاضي شرفالدين فيروز، مولانا بهاءالدين ادهمي، شيخ مبارك كوپا مؤوي (: ميرداد)، خواجه مؤيدالدين، خواجه تاجالدين داوري، خواجه ضياءالدين برني، خواجه مؤيدالدين انصاري، خواجه شمسالدين، مولانا نظامالدين شيرازي، خواجه سالار مهين از اين دستهاند. مؤلف در بخش پاياني اين باب به اختصار از 19 تن از ياران نظامالدين ياد ميكند. اين 19 تن عبارتند از مولانا فخرالدين، مولانا محمود نوهيه، مولانا علاءالدين اندپتي، مولانا شهابالدين كستوري، مولانا حجةالدين ملتاني، مولانا بدرالدين، مولانا ركنالدين چغمر، خواجه عبدالرحمان سارنگپوري، خواجه احمد، خواجه لطيفالدين، مولانا نجمالدين، خواجه شمسالدين دهاري، مولانا يوسف بداؤني، مولانا سراجالدين، مولانا قاضي شه پائلي، مولانا قوامالدين، مولانا برهانالدين ساوي، خواجه عبدالعزيز و مولانا جمالالدين اودهي. از باب ششم تا دهم بخش ديگري از كتاب آغاز ميشود. در اين بخش، بر خلاف بخش قبل، به مباحث نظري در حوزة عرفان عملي پرداخته شده است. باب ششم به مسئلة ارادت و شرايط و آداب آن، خرقه و بخشش آن، ولي و وِلايت و وَلايت، كرامت و ستر آن، متصوفة دروغين و . . . ميپردازد. البته در مطاوي اين فصل نيز اطلاعات سودمند تذكرهاي فراواني را در باب احوال مؤلف و بزرگان چشتيه خصوصاً نظامالدين اولياء ميتوان يافت.موضوع باب هفتم كتاب طهارت و آداب آن و ادعية شيخ فريدالدين و نظامالدين اولياء است. اوراد، اوراد هفته و سالينه، صلوات، صلوات نفل، صوم، زكات و صدقه، ضيافت و فضيلت آن، آداب خوردن، آداب مائده كشيدن، قلت طعام و فوائد آن، لباس اهل تصوف، ادعية مأثوره از شيخ فريدالدين، ادعية مأثوره از نظامالدين اولياء، قرائت قرآن و فضيلت آن، دربارة وردي كه ازكسي فوت شود و مشغولي ظاهر و باطن و مراقبة ذكر خفي از مباحث مطرح در اين فصل است. در اين باب نيز ميتوان از اهم نظرات بزرگان اين فرقه در باب عبادات اطلاعات مفيدي كسب كرد؛ زيرا در جايجاي آن به بيانات و حالات آنان استناد شده است. موضوع باب هشتم محبت و شوق و عشق و رؤيت است. بيان محبت و غوامض آن، اشتياق و شوق، حقيقت عشق و ولولة آن، و رؤيت باري تعالي از موضوعات بررسي شده در اين فصل است. اين فصل نيز با حكاياتي از زندگي بزرگان چشت، بهويژه نظامالدين اولياء همراه است. تقسيم محبت حق به محبت ذات و صفات، و موهبتي دانستن نخستين و مكتسبي برشمردن دومي و سپس بيان راههاي ايجاد اين محبت در قلب و دل كه عضو مخصوص محبت و عشق است، و موانع ايجاد اين عشق در قلب، و بيان يازده كلمه و حروف از سلطانالمشايخ از مهمترين مباحث مطرح در بحث از محبت و شوق است. موضوع باب نهم سماع و رقص و غير آن است. سماع، آداب سماع، الفاظ شعرا در اوصاف معشوق، وجد اهل سماع، احوالي كه در سماع پيدا ميشود، رقص و تخريق ثوب، استماع سماع و بكاء و رقص، بيان برخي از مجالس سماع نظامالدين اولياء و استماع سماع از مباحث اين فصل است. آخرين باب كتاب، به بيان برخي از ملفوظات و مكتوبات نظامالدين اولياء ميپردازد. اين ملفوظات و مكتوبات در موضوعات مختلف دستهبندي شدهاند. علم و علما، شب معراج، وفات حضرت محمد(ص)، عقل، دنيا و ترك آن، فقر و غنا و فضيلت فقر بر غنا، طبقات امت پيامبر، نيت، صبر ورضا، ريا، توكل، حلم وعفو و غضب و حيا، صحبت، محاسن اخلاص، قبول فتوح و رد آن، همت، عدل و ظلم، روح و نفس، الهام و وسوسه، تجرد و تأهل، حقيقت زمان و مكان و فضيلت زمانها و مكانها بر يكديگر، لطايف، بزرگي حيدر زاويه، بزرگي بيبي فاطمه، شفقت و نيت، امرا و خلفاي خوباعتقاد، تغيير مزاج ملوك، مردان مستغرقِ بي خواب و خور از موضوعات ملفوظات و مكتوبات اين فصل است. چنان که گفتيم بخش اعظم كتاب سيرالاوليا در بيان احوال و آثار بزرگان طريقت چشتيه، به خصوص نظامالدين اولياء است و با توجه به آنكه مؤلف خود از مشايخ اين فرقه است و با توجه به همعصر بودن او با غالب اين بزرگان، كتاب دربارة مشايخ چشتيه در شبه قاره، و به ويژه دربارة نظامالدين اولياء اطلاعات تاريخي ارزشمندي دارد. سيرالاوليا از نظر ادبي اثر برجسته و قابل توجهي نيست، اما از نثري ساده و روان برخوردار است و در آن كمتر اثري از عربيزدگي و فضلفروشيهاي منشيانه را ميبينيم. البته كثرت ارجاعات او به اقوال مشايخ و عارفان و شاعران، انسجام متن و رواني آن را تحت تأثير قرار داده است. مؤلف در سرآغاز شرح احوال عارفان طريقت چشت، نثر را ادبيتر ميكند و به نثر مسجع نزديك ميشود: «آن شيخالمشايخ طريقت و آن آفتاب عالم حقيقت، اعني شيخ بدرالملة و الدين سليمان، كه به علم و تقوي مشهور و به اوصاف مشايخ كبار موصوف بود و...».(ص 198) «آن وافر الفضل و الاحسان، آن اكرم اهل ايمان، آن ملك اولياي امامالفقرا، آن شيخالعصر، آن علامةالدهر، آن سرمست جام بي غشي، خواجه حذيفة مرعشي...».( ص 48) «آن اعلم اوليا، آن سيدالاوليا، آن پيشواي اهل تصوف، ناصرالملة و الدين خواجه ابويوسف چشتي، كه جمال طريقت و كمال حقيقت بود...».( ص51) ميرخوردطبع شعر نيز داشته است و در جايجاي اين اثر به اشعار عربي و فارسي خويش استشهاد كرده است. اين اشعار عموماً ضعيف و به دور از جنبههاي زيباييشناسانهاند. قالبهاي شعري او عبارتند از قطعه، مثنوي، رباعي، و غزل. برخي از ابيات او كه اغلب با عبارت «اين ضعيف گويد» همراه است عبارتند از: التفات دل عشاق سوي حضرت تست جان مشتاق اسير نظر رحمت تست(ص 11) عشق تو آتشي به دل و جان ما بزد اينك بسوختيم ز عشقت بسوختيم(ص 11) جمال لم يزل و لايزال راز جلال از اين دو ديدة خونريز احتجاب نمود(ص 11) او همچنين در مطاوي اثر خود به ابياتي از ساير شاعران نيز استشهاد ميكند؛ اين ابيات عموماً از سعدي، سنايي (در متن: ثنايي)، عطار، نظامي، امير خسرو دهلوي، اميرحسن شاعر، و شيخ عثمان حربآبادي و... است. همچنين ابياتي از زبان بزرگان چشتيه نقل ميكند كه تحقيق در آنها ضروري است. اين ابيات از كساني چون شيخ فريدالدين، نظامالدين اولياء و مولانا بدرالدين اسحاق است. همچنين در پارهاي از ابيات نام شاعر ذكر نشده و شعر پس از عباراتي چون «بزرگي گويد» آمده است. او از متون نثر به رسالة قشيريه و كشفالمحجوب توجه داشته است. منبع اصلي ميرخورد در رواياتش شنيدههاي او بوده است. معمولاً در بيان شنيدههايش نام راوي را كه معمولاً نظامالدين اولياء يا شيخ فريدالدين است ذكر ميكند. در موارد متعددي تيز با عبارت «منقول است» ضعف روايات و عدم قطعيت خود در صحت آنها را بيان ميكند. منابع: آريا، غلامعلي؛ طريقة چشتيه در هند و پاكستان؛ تهران: زوار، 1383. انوشه، حسن؛ دانشنامة زبان و ادب فارسي؛ تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1375. حسني، عبدالحي بن فخرالدين؛ نزهةالخواطر و بهجة النواظر؛ حيدرآباد: انتشارات دايرةالمعارف العثمانية،1350ق. زركلي، خيرالدين؛ الاعلام قاموس التراجم؛ بيروت: دارالعلم للملائين، بيتا. منزوي، احمد؛ فهرست مشترك نسخههاي خطي پاكستان؛ اسلامآباد: مركز تحقيقات زبان فارسي ايران و پاكستان، 1384. ميرخورد، سيد محمد بن مبارك؛ سيرالاوليا في محبة الحق جل و علا؛ اسلامآباد: مركز تحقيقات فارسي ايران و پاكستان، 1398ق. نقوي، سيد عليرضا؛ تذكرهنويسي در هند و پاكستان؛ تهران: انتشارات علمي، 1346.
3.21 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
||||||
| < بعد | قبل > |
|---|