|
|
| سالروز رحلت شیخ بزرگوار جناب آقای شیخ عزیز الله محقق نج |
|
|
|
با گرامیداشت سالروز رحلت شیخ بزرگوار جناب آقای شیخ عزیز الله محقق نجفی خراسانی(مظفر علی)، سروده ای از ایشان را تقدیم می کنیم:
ما گدایان به سر هر دو جهان پا زده ایم طعنه بر تخت کی و افسر دارا زده ایم دل خود یک دله کردیم و به دریا زده ایم تا به امان علی دست تولا زده ایم پشت پا بر صنم و دیر و کلیسا زده ایم ما خراباتی و پیمانه پرستیم همه دل ودین باخته جان بر کف دستیم همه عهد با غیر علی را بشکستیم همه ما همان را بنمائیم که هستیم همه پای مردانه به هر اسفل و اعلاء زده ایم زاهد این خاوت عشق است تویی بیگانه تو دم از عقل زنی لیک منم دیوانه چشم خود باز کن اینجاست خم وخمخانه دو دلم راز دلم را به تو گویم یا نه هستی خویش در این میکده یکجا زده ایم مطرب این پرده عراق است بزن راه حجاز تا من از پرده اسرار برون ریزم راز دیر گاهی است نمودیم ز مسجد پرواز همره پیر خرابات گذاریم نماز کوس رسوایی خود در همه دنیا زده ایم در دلم نیست به اندازه بال مگسی بیم از محتسب و شحنه و شیخ و عسسی فاش می گویم و البته نترسم ز کسی نیست در روز جزا غیر علی دادرسی بی سبب نیست دم از صحبت مولا زده ایم هله ای زنده دلان وقت نیاز است هنوز صبحگاه است در میکده باز است هنوز چشم معشوق پر از عشوه وناز است هنوز شاکراین مرحله بس دور و دراز است هنوز تا توانیم دم از مدح توانا زده ایم
3.21 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved." |
||||||
| < بعد |
|---|