با عضويت در خبرنامه، آخرين مطالب را در ايميل خود بخوانيد
توجه : شايد ايميل فعال سازى در پوشه Spam شما باشد.
مجذوبان نور
حقوقى
مقالات
اخبار
اختصاصى مجذوبان نور
تمامى مطالب  
راهنمای RSS را مطالعه کنید RSS مجذوبان نور
انجمن حجتیه چاپ ايميل
آنچه به نظر میرسد حجتییها به نوعی اسلام تک بعدی و جزم اندیشی را دنبال کرده و پیروی می کنند.
یک شیوه رسوا شده و مشخص اینگونه افراد این است که مثلا در بیان تکفیر اهل فلسفه و یا عرفان  در منابر خود برای مستمعینی که معمولا از سواد و آگاهی های فنی و تخصصی این گونه حوزه ها بهره ای ندارند اعتقاد کفر آلود فرق و دسته های خارج از دین دیگر که هیچ سنخیتی با موضوع ندارند و اکثرا و در بسیاری موارد حتی با موضوع مورد بحث در تفکر و روش متضاد هستند را با پشت هم اندازی و گفتن فلان حدیث از امام ع به خورد مردم می دهند و نتیجه این میشود که حتی عده ای که مثلا باید اهل علم و دانش و عدم تعصب در کشف حقیقت علوم باشند کوزه آب مرحوم امام خمینی و حاج آقا مصطفی آقا زاده ایشان را نجس میدانند و می ترسند از آن آب بخورند که مبادا کفر عرفان و فلسفه آنان را از حیطه مسلمانی خارج سازد!؟



 علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی از شاگردان برجسته و ممتاز علامه طباطبائی صاحب تفسیر شریف المیزان رحمه الله علیهما در مجموعه جنگ خطی شماره سیزده صفحه 155 مرقوم داشته اند که:

 کلام علامه طهرانی که آورده اند: برای مزید معرفت بر مکتب و منهاج ایشان (یعنی شیخ محمود حلبی) و اینکه شیخ حلبی در یکی از مجالس خصوصی روزی گفته است:

 من بواسطه اشتغالات و امور مهمّه در طهران متمکّن نیستم از رفتن به قم؛ و گرنه میدیدید که کمر "المیزان" را از وسط خرد میکردم!

 آنهم در حق علامه بزرگ و بی بدیل جهان تشیع که باعث راه یافتن اشخاصی همچون پرفسور هنری کربن فرانسوی به دامن اسلام و تشیع واقعی گردید و نه تشیع متحجر مابانه و دگماتیسم آن قابل تامل و تدبر و دقت است و دلالت بر سمت و سو جهت فکری نامتعادل و خارج از واقعیت رهبر و تفکرات این انجمن میکند.

 و نکته مهم دیگراز قلم امام خمینی در نامه ای است که به فقهای شورای نگهبان (خطاب به آیت ا... خزعلی) می نویسند:
حواستان را جمع کنید که نکند یک مرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیه ایها همه چیزتان را نابود کرده اند .

و در یکی از نامه ها مینویسند:

... روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجرگرا هم کم نبودند و نیستند. در حوزه های علمیه هستند افرادی که علیه انقلاب و اسلام ناب محمدی فعالیت دارند. امروز عده ای با ژست تقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند، خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست.

عده ای مقدس نمای واپسگرا همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند. خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختی های دیگران نخورده است.

یاد گرفتن زبان خارجی کفر و فلسفه و عرفان گناه و شرک به شمار می رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم مرحوم مصطفی از کوره ای آب نوشید، کوزه را آب کشیدند؛ چرا که من فلسفه می گفتم

  آن قدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونه بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمومنین (علیه السلام) که در تاریخ روشن است.
(نامه امام خمینی به مراجع اسلام و روحانیون سراسر کشور و...)

«یک دسته دیگر هم که تزشان این است که بگذاریدکه معصیت زیاد بشود تا حضرت صاحب بیاید. حضرت صاحب مگر برای چه می‌آید؟ حضرت صاحب می‌آید که معصیت را بردارد. ما معصیت می‌کنیم که او بیاید؟ این اعوجاجات را بردارید، این دسته‌بندی‌ها را برای خاطر خدا، اگر مسلمانید، و برای خاطر کشورتان، اگر ملی هستید، این‌ دسته‌بندی‌ها را بردارید. در این موجی که الان این ملت را به پیش می‌برد، در این موج خودتان را وارد کنید و برخلاف موج حرکت نکنید که دست و پایتان خواهد شکست.»
(سخنرانی امام سه‌شنبه 21 تیرماه 1362)

آقای حلبی صریحا به اعضای حجتيه توصيه می کرده است که: "گوش به حرف های اينها ندهيد! نه حکمت، نه فلسفه، نه عرفان و تصوف! تابع فقهاء و محدثين باشيد!"
(در شناخت حزب قاعدين، تأليف ع. باقی، نشر دانش اسلامی، سال 1363، ص 183)

شیخ محمود حلبی: کشف و شهود بشر نیز نمی تواند انسان را به حقایق برساند.
(مجالس نبوت و قرآن نوشته محمد رضا باقی اصفهانی ص49)

 شیخ محمود حلبی: خدا خارج از بحث فلاسفه است. خدا خارج از عقل و فکر و فهم فلاسفه و عرفا است.
(مجالس توحید فطری – نوشته محمد رضا باقی اصفهانی ص52)

و بسیاری مطالب دیگر از مرحوم امام در مخالفت با انجمن حجتیه و حرکات موذیانه آنها در دوران قبل و بعد از انقلاب و جنگ که بسیاری از کج روی های آنان در کتابهای:
 در شناخت حزب قاعدين، تأليف عمادالدین باقی، نشر دانش اسلامی، سال 1363.
ولايتی های بی ولايت، محمد رضا اخگری، 1367.
جریان شناسی انجمن حجتیه، سید ضیاءالدین علیانسب و سلمان علوی نیک، زلال کوثر، مهر 1385.
مذکور است و محققین میتوانند مراجعه نمایند.
اختلافات ، ذم و سب اولیاء الله ، اهل معرفت و عرفان امثال علامه سید محمد حسین طباطبائی و علامه سید محمد حسین حسینی طهرانی و علامه حسن زاده آملی و علامه سید جلال الدین آشتیانی و حتی اشخاصی مثل علامه سید حیدر آملی و ملا صدرا که همگی از بزرگان عالم تشیع می باشند و انکار آنان چه اثر متبتی را تا به حال به بار آورده است؟ انکار آثار امام خمینی که میگویند از نوشتن آنها توبه نموده و این اشعار عارفانه از وی نیست و مرکز نشر آثار امام به نام وی به چاپ رسانده است ؟!

و خط بطلان بر آثار علمی همچون اشخاص فوق کشیدن چه منفعتی را نصیب نموده؟ به چند نمونه توجه کرده و خود در آن غور نمائید :

کتاب فراتر از عرفان – حسن میلانی در مورد بخشی از تفسیر المیزان بواسطه مخالفت و عدم فهم وحدت وجود مینویسد:
با اندک تاملی ظاهر است که اعتقاد به نکات فوق از اختصاصات علوم فلسفی و بشری می باشد و ربطی به معارف قرآنی و الهی ندارد.( صفحه 252 کتاب فوق)
و نیز در صفحه 275، مینویسد: علامه آشتیانی از کمال غفلت است که گفته است :

علم تصوف و عرفان یکی از شعب معارف اسلامی است که از کتاب مجید و سنت ختمی مرتبت و اخبار واصله از اهل بیت عصمت و طهارت گرفته شده است.

و
طریقه اهل سلوک ... همان طریقه انبیا و اولیاست.

و در همین صفحه با نقل مطالبی از علامه حسن زاده آملی:
نقش عرفای اسلام در احیاء معارف اسلامی این است که قرآن را به کمک روایات تفسیر انفسی نموده اند.

مینویسد:

 آنچه آوردیم تنها اشارتی بود به قطره ای از دریای بی کران تناقضات "اندیشه های فلسفی و عرفانی" با " علوم و معارف وحیانی و برهانی" تا خردمندان آزاد اندیش(؟!) و جویای سعادت را هشداری باشد که علم خویش را از کجا بجویند، و از پرتو علوم و هدایت های چه کسانی بهره ور گردند، چه اینکه "برهان و وحی" دو واقعیت غیر قابل انفکاکند که هرگز اوهام و اندیشه های زمین خیز را بر نمی تابند.(؟!)
مکتب تفکیک:

بررسي دقيق تاريخ پيدايش و پرورش اين مكتب فكري- عملي به خوبي نشان مي‌دهد كه اصحاب تفكيك در دوره‌هاي مختلفي عقايد بعضا متفاوتي داشته و از ادبيات متنوعي استفاده كرده‌اند، تا آنجا كه بجاست كه تفكيكيان را به دودسته "تفكيكيان نسل اول" و "تفكيكيان نسل دوم" (يا نو تفكيكي‌ها) تقسيم نمود.

در اين تقسيم بندي كه احتمالا اول بار توسط سيد علي طالقاني، مدير مركز پژوهشهاي كلامي مشهد، مطرح شد؛ تفكيكي‌هاي تندروي نظير ميرزامهدي اصفهاني و شيخ محمود واعظ تولايي (معروف به حلبي) در يكسو و تفكيكيان معتدلي چون مجتبي قزويني و شاگردش حكيمي درسويي ديگر قرار مي‌گيرند. طبق اين مرز بندي ميرزا مهدي سرسلسله طيف نص‌گرا و شيخ مجتبي قزويني سرسلسله طيف ميانه‌رو يا عقلگراي مكتب تفكيك را تشكيل مي‌دهند.

همچنين ادبيات اين دو گروه نيز متفاوت است بطوريكه بزرگان جريان نص‌گرا از بكاربردن الفاظ تند و گاه دور از ادب و توهين مستقيم به فلاسفه دريغي نداشته‌اند و به عنوان مثال ميرزا مهدي در تقريرات اصول خود، سخنان عارفان را مكرراً با عناويني چون خرافات، ترهات، ترهات وهميه، هذيان و وطي شيطان مورد حمله قرار مي‌دهد...! اما افرادي مثل شيخ مجتبي – كه از تفكيكيان عقل گرا محسوب مي شود- در رعايت ادب نقد وكلام كوشش داشته‌اند و اين روش در بين شاگردان ايشان (نظير حكيمي و سيدان و مرحوم مرواريد) با همان وسواس به كار برده مي شود.

(سایت نگاهی به مکتب تفکیک)

در آثار بزرگان تفکیکی ها اعم از: میرزامهدی اصفهانی، سید موسی زرآبادی، شیخ مجتبی قزوینی، شیخ محمود تولایی(حلبی)، محمد رضا حکیمی، میرزا حسنعلی مروارید نفی عرفان،حکمت و فلسفه با مقداری تفاوت دیده میشود از جمله:

اساس فلسفه و عرفان با اساس شرایع و قرآن مخالف است.
(شیخ مجتبی قزوینی، بیان الفرقان، ج3، ص82.)

مذهب صاحب اسلام با مذهب حکما و عرفا در جمیع ابواب معارف مربوط به مبدأ به صراحت در تناقض است و هیچ گونه تأویل و توجیه نمی پذیرد.
(شیخ محمود حلبی، التوحید و العدل، ص65)

اگر توحید صوفیه حق باشد قرآن و حدیث، فقها و تمام متدینین را به ضلالت و گمراهی انداخته است. ؟!
(شیخ محمد حلبی، تقریرات، ص 59. منبع فوق ص 274.)

 "آنها معتقدند رشد فهم فلسفي دين، فهم عرفاني دين و ساير فهم‌ها اوضاعي را به‌وجود آورده كه ميان ما و دين اصيل فاصله افتاده است. حال ما بايد بياييم و با يك راست‌كيشي ديني به اصل دين باز گرديم و با استفاده از متون اصلي دين و بدون استفاده از پيش‌فرض‌هاي ديگر دين را بفهميم."
(ابراهيمي ديناني، غلامحسين؛ در نقد مكتب تفكيك؛ ماهنامه همـــشهري، شماره10، دي1380.)

البته پیرامون محمد رضا حکیمی و مکتب تفکیک وی اهل فن میبایست نظریات و بررسی های خود را ارائه دهند،چون با توجه به وفاداری آراء اساتید خود همچون شیخ مجتبی قزوینی افکار فلسفه اسلامی را رد نمیکند لیکن اجبار شرایط را دلیل آن میداند:

استاد ما حضرت شیخ مجتبی قزوینی خراسانی سال ها فلسفه تدریس می کرد و خواندن و دانستن فلسفه را توصیه می فرمود؛ منتها با نظر آلی نه اصالی پس موضع گیری حذف را بنابر شرایط موجود نمی توان پذیرفت. (محمد رضا حکیمی، مکتب تفکیک، ص 36.)

این نهایت سخن درباره فلسفه پذیری است که چون شرایط موجود، موافق نیست باید از پذیرش فلسفه ناگزیر بود!
(از مدرسه معارف تا انجمن حجتیه و مکتب تفکیک، دکتر محمد رضا ارشادی نیا، ص 88.)

پس از بیان بعض مطالب در کتب بنا به طرز تفکر بنیانگذاران این نوع دیدگاه و وجود اشخاصی میانه رو همچون محمد رضا حکیمی در مکتب تفکیک و بیان نظرات خود از حوزه علمی این سوال مطرح میشود چگونه عده ای دیگر با همان سبک وسیاق تفکر دست به تند روی زده و راه گفتگو و تبادل نظر و تضارب آراء را کافی ندانسته و از راه خشونت و ارعاب می خواهند نقطه نظرات خود را حاکمیت بخشند؟!

و با طرح تعصبات و بینشی خام که آدمی را یاد خوارج می اندازد می خواهند به مقصد خود برسند و حاضر نباشند اذهان عموم و صاحب نظران را با بیان ادله، سند و مدرک بر اعتقادات خود واقف نمایند آیا لازم نمی بینند به کسانی که دم از آنها می زنند بگویند آتش بیار معرکه نشده و بالای منابرتان تفرقه سازی نکنید و شیعه و سنی را به جان هم نینداخته و اهل الله را تکفیر نکرده چماق الحاد به سر آنان نکوبید و دست از این تحجر بردارید؟

فردای قیامت اینان هیچ جوابی نخواهند داشت و صد البته در همین دنیا هم نتیجه اعمال فاسد و اختلاف افکنی هایشان را خواهند دید.

کدام نطفه حلال و لقمه حلالی می تواند باعث آن بشود که عده ای از شیعیان مولا علی علیه السلام و حضرت صاحب الامر عج را به جان هم بیندازد و از این فتنه و آشوب لذت ببرد و بدان به اسم دین مباهات و افتخار کنند مطمئنا چنین افرادی و با این گونه تفکرات خوارج مآبانه نه از لقمه حلال بهره ای برده اند و نه از نطفه ....

اگر به واقع بزرگان شما اینگونه تفکرات نفاق افکنانه را قبول ندارند برای رفع شبهه و اتحاد و اتفاق و یگانگی شیعیان علی بن ابی طالب شما راقسم به خدا دست به کار شده و آن افراد را که با داشتن این تفکرات شیطانی و با نام انجمن همه جا فتنه و خرابی ببار می آورند رااز این اعمال بر حذر سازید.
چرا ما شیعیان باید در دنیای کنونی و خصوصا نزد مذاهب دیگر اسلام و مذاهب غیر اسلامی به تحجر و خشونت طلبی دینی معروف شویم و ما شیعیان را داعیه دار تفکر اسلام دین شمشیر است!!! بدانند (مسلما این نظریه جهت بدنام کردن دین مبین اسلام توسط دولت مکر و حیله انگلستان توسط ایادیش در لباس بعضی بعنوان دین دار و با پشتیبانی های فراوان مالی و نیروی انسانی بی فکر حمایت و وسعت داده میشود.)

و
آنگاه که ببینند که ما شیعیان به واسطه نفوذ این گونه دیو سیرتان دیندار صورت به عناوین مختلف همدیگر را تکفیر و همه گونه تعدی و ظلم میکنیم نخواهند گفت شما شیعیان که به خود و برادران هم آئین و مذهب خود رحم نمی کنید و با هم مسالمت ندارید با دیگران اگر زر و زور و تزویر به حد کافی پیدا کنید چه خواهید کرد ؟؟؟

آنکه با مادر خود ... کند با دیگران چها کند؟!

و اگر بگویند شما شیعیان با این اعمال چگونه ادعای دنبال روی اهل بیت عصمت و طهارت را دارید در آن صورت چه جوابی باید بدهیم در روز قیامت در محضر حضرت رسول اکرم ص و امیر المومنین علی ع ؟

 که عده زیادی از مردم دوران شما استعداد و فطرت پاک داشتند که بدین اسلام مشرف شوند ولی این تفرقه ها وشکاف هائی که بین امت من ایجاد کردید و دین رحمت و مکارم اخلاق را که از جانب خداوند مامور به آوردن آن بودم و به امر الهی به علی ع سپردم. شماها به نام ولایت ایشان و دوستی خانواده و اولاد من آن را نزد مردم دین خشونت ، وحشت، ترور ، تحجر، سفاکی، سنگدلی و بربریت معرفی کردید. آیا جوابی داریم که بدهیم و میتوانیم به ایشان عرضه کنیم که ما دین رحمت و انسانیت اسلام شیعی را با همدلی و وحدت و محبت و معرفت با عمل به دستورات شما و ائمه معصوم به انسانهای آن دوره آموختیم و آنان از این همه عشق و محبت و اتفاق و اتحاد ما به وجد آمده و به دین مبین اسلام پیوستند؟

خدای ناکرده زهی خیال باطل از جذب القلوب مردم غیر مسلمان و غیر شیعه اگر این اعتقاد خوارج گونه و متحجرانه در جامعه ما شیعیان و دیگر مسلمانان فرا گیر و پایدار گردد. که انشاءالله به فضل الهی  ریشه و بنیان اینگونه انحرافات روزی کنده و از بیخ و بن در آورده خواهد شد و آن روز دیر نیست! وعده خداوند محققا تحقق خواهد یافت که: گروه مومنان همیشه پیروز و غالب خواهند بود. و صفت مومنان نیز مشخص است پس هر نا اهلی با اعتقاد به شمشیر و خشونت در مقابل برادر مسلمان دیگر به خاطر نوع بینش و تفکر (البته تفکرات منحرف مثل بهائیت با آنچه که ما تضارب آراء و اندیشهای درست میدانیم تفاوت دارد و همان ها را نیز با دعوت از روی ترحم و معرفی اسلام واقعی میتوان از انحراف و کج روی هدایت نمود) نمیتواند مورد این  خطاب واقع شود چرا که کسی اگر ایمان در دل او واقع شود بواسطه بیعت با نبی یا ولی و یا وصی، تحت اوامر آن بزرگوارن بوده و از سر خود و هواهای نفسانی دست به اقدامی جهت ترویج دین نمی زند و آنگونه که آن بزرگواران بفرمایند عمل می نماید و با احسان و شفقت به خلق خدا اینگونه مردم را به راه راست ولایت هدایت می نماید.

تفکر کنیم که امام جعفر صادق ع از چه بابت و برای چه هدفی برای ما بیان فرموده اند :

هل الدین الا الحب؟
آیا دین چیزی غیر از دوستی (دوست داشتن و عشق به خدا و رسول و معصومین و اولیاء آن بزرگواران) و محبت است؟
خدا شاهد است که مسلما قلب امام زمان از این همه دوئیت و تفرقه بین ما شیعیان ناراضی میباشد یکی را به جرم عرفان و تصوف دیگری را به جرم وحدت وجود آن عده را به جرم چند امامی بودن و یکی را به جرم فلسفه و حکمت آن بدلیل مشائی این بدلیل اشراقی بودن و.... تکفیر کردن کار شیعه واقعی امام زمان نیست کار دشمنان قسم خورده ایشان است چه بدانند و چه از روی جهل ندانند این دشمنی با دین اسلام علی الخصوص با تشیع است که تنها وتنها سر از آستین اجانب خارجی و صد در صد در راس آن انگلیس میتواند بیرون آمده باشد.
از این همه تفرقه و نفاق چه گیر ما شیعیان آمده است؟ هر کس با هر نوع اسم واندیشه به نام تشیع که قرآن و عترت را قبول دارد و بدان عمل می کند اهل نجات و رستگار است تا کی خود را قیم خدا و رسول و اهل بیت میدانید و آنها را هیچ کاره و ناتوان در تحقق اوامر الهی فرض می کنید با آن همه دستورات انسان سازی که از منبع وحی و رسالت بیان فرموده اند؟!
تا کی اعمال ناآگاهانه و جهل مرکب خود را اولی از آن علوم و دستورات دانسته و برای هدایت خلق خدا به  جهنم خود( به نام هر درد بی درمان که نام گذاشته  اید)از هر حیله، نیرنگ، تزویر، قتل، غارت، تعدی، تجاوز، تکفیر، لعن و سب،ترور،وحشت، خشونت،دروغ بافی و پشت هم اندازی،تغلب و حیوانیت فرو گذار نمی کنید ؟
مگر امام صادق صلوات الله علیه نفرمودند:
"من سره ان یکون من اصحاب القائم:فلینتظر ولیعمل بالورع و محاسن الاخلاق"
"آن که خوش دارد تا از اصحاب قائم علیه السلام بشمار آید پس باید منتظر باشد و تقوی پیشه کند و آراسته به محاسن اخلاق گردد."
پس چگونه است که با شیوه های خاصی که غیر از مریدان ماکیاولیسم مذهبی بدان رفتار نمی کنند مثل وارونه نمودن واقعیت و حقیقت برای باز کردن جای پای تکفیر و چماق عوام الناس غیر مطلع، برای نابودی عده ای دیگر که بزعم تان خوش نمی آید و با جزم اندیشی تان سر سازگاری ندارد در همه جا به اشکال مختلف استفاده میکنید تا کی؟!
و به جای برخورد علمی با ایجاد نامنی به مصاف میروید:
این رهروان مکتب اهل البیت علیهم السلام وادادگی و خاموشی را هماره دشمن داشته اند وآنی ازتعلیم و تربیت نسل امروز غافل نبوده بل بر آن جان فشانده اند تا نسلی دیگر در توالی روزگاران پرچم مرزبانی را از نسل پیشین تحویل گیرد و فرهنگ آل الله را فراگیر کند ودر کنار این مدرسه سازندگی به میدان مبارزه نیز وارد شود و با  رهزنان دین از نوع فرقه ضاله  یا سست پیمانان در امامت یا  دلبستگان مکاتب بشری در معرفت  یا  دور کنندگان از آستان مهدویت  برخورد علمی نماید تا برهنگی منطقی و رسوائی علمی شان را هویدا کند و از غلطیدن نا آگاهان در دام آن ها جلوگیری نموده و فضا را برای گمراه سازان ناامن نماید.
آری این است " آنچه باید کرد " ، و آنان بی انقطاع  بدان مشغولند...
(حسین پژوهش سایت انجمن حجتیه مهدویه)
آنچه به نظر میرسد حجتییها به نوعی اسلام تک بعدی و جزم اندیشی را دنبال کرده و پیروی می کنند.
یک شیوه رسوا شده و مشخص اینگونه افراد این است که مثلا در بیان تکفیر اهل فلسفه و یا عرفان  در منابر خود برای مستمعینی که معمولا از سواد و آگاهی های فنی و تخصصی این گونه حوزه ها بهره ای ندارند اعتقاد کفر آلود فرق و دسته های خارج از دین دیگر که هیچ سنخیتی با موضوع ندارند و اکثرا و در بسیاری موارد حتی با موضوع مورد بحث در تفکر و روش متضاد هستند را با پشت هم اندازی و گفتن فلان حدیث از امام ع به خورد مردم می دهند و نتیجه این میشود که حتی عده ای که مثلا باید اهل علم و دانش و عدم تعصب در کشف حقیقت علوم باشند کوزه آب مرحوم امام خمینی و حاج آقا مصطفی آقا زاده ایشان را نجس میدانند و می ترسند از آن آب بخورند که مبادا کفر عرفان و فلسفه آنان را از حیطه مسلمانی خارج سازد!؟
وای از این خلق کج اندیش و دو چشم کورشان
لعن حق لعن نبی بر فکر و روح و گورشان
انتهی اینکه تحت لوای کلمه طیبه لا اله الا الله همه مسلمانان باید جان و مال و ناموسشان از تعرض و تجاوز و نقض حقوق دینی و اجتماعی مصون بماند و احدی  به خود اجازه ندهد که به حق و حقوق آنها تجاوز نماید و یا آنها را خارج از دین معرفی کرده و به اصطلاح واجب القتل، مهدور الدم، کافر و ملحد معرفی نماید.
الا تفکرات منحرف و خطرناک برای مسلمین و  جامعه را که در این عصر ارتباطات و اطلاعات می توان همه گونه آگاهی را سریع و به سهولت از اهلش فرا گرفته و روشنگری نمود تا از انحراف و اعوجاج جامعه توسط آنان جلوگیری شود آنهم با تنویر افکار عمومی از طریق بیان استدلال و استناد به منابع معتبر و علمی نزد اهل خبره فن علی الخصوص از طریق راسخون فی العلم.
 و در ضمن،انحراف و ساختگی بودن بعضی شبه مذاهب و تفکرات و فرقه ها توسط اجانب همچون انگلیس برهمه قاطبه مسلمین و شیعیان برکسی نهان و پوشیده نیست.
فلذا ای شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام بیایید دست از این منیت، حب دنیا و هواهای خدا آزار برداشته و همدلی و اتحاد واتفاق را شعار و عمل خود ساخته تا انشا الله بتوانیم افتخار آن داشته باشیم تا به قید حیات در زمان ظهور منجی عالم بشریت و قائم آل محمد عج در رکاب ظفر انتساب آن حضرت لوای اسلام(شریعت مصطفوی و طریقت مرتضوی)آل محمد ص را در عالم به اهتزاز در آوریم . انشا الله.
درود خدا و رسول خدا و امامان معصوم علیهم السلام بر آن بندگانی که راه حق وحقیقت را بدور از افراط و تفریط و در عین اعتدال طی می نمایند.

منبع : پایگاه هم اندیشی درویشان
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

3.21 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
< بعد   قبل >