با عضويت در خبرنامه، آخرين مطالب را در ايميل خود بخوانيد
توجه : شايد ايميل فعال سازى در پوشه Spam شما باشد.
مجذوبان نور
حقوقى
مقالات
اخبار
اختصاصى مجذوبان نور
تمامى مطالب  
راهنمای RSS را مطالعه کنید RSS مجذوبان نور
تقدس استبداد چاپ ايميل
بسیاری اعتقاد دارند که تاریخ ((علم)) است و بسیاری از وقایع آن قابلیت تکرارپذیری دارند. حال اگر نخواهیم خود را در مناقشة چنین تفکری درگیر نمائیم، حداقل بپذیریم که باید ملّت‏ها و ایضاً دولت‏ها، با سیر در افاق و مشاهدة سرگذشت گذشتگان، از وقایع تاریخی درس‏ها بیاموزند، درغیر این‏صورت ممکن است به سرنوشت پیشینیان دچار شوند، همان‏گونه که قرآن به‏درستی در این خصوص به همه انسان‏ها نهیب می‏زند. گفته می‏شود که یکی از دلائل ((رنسانس)) در کشورهای اروپای غربی، ((استبداد دینی)) و اغراق عده‏ای از مسیحیان دربارة برخی از زعمای امور مملکت و البته آئین کلیسا بوده است. همان‏طور که می‏دانیم ((بشر عصر جدید)) با نفی دین و اعتقاد به اندیشة ((بشر محوری)) یا "اومانیسم"، پایه‏های "رنسانس" را تقویت بخشید و به طور کلی، منکر تمامی افکار پدران خود شد. مطالعة تاریخ "قرون وسطی" در اروپا نشان می‏دهد که چگونه عده‏ای توانستند امور بسیاری را ((قدسی)) جلوه‏گر سازند و رابطة خود و آن امور را بلاواسطه با ذات احدیت برقرار سازند. حتی علم نیز دستخوش چنین ترفندی گردید و هرکس خلاف ((اسکولاستیک)) کلیسا بیانی را اظهار می‏نمود، موجب خشم و غضب واقع می‏گردید و بایستی استغفار نماید یا سوزانده شود. به‏واقع، ((هولوکاست)) از همین دوران در اروپا و به‏وسیلة طرفداران قدسی کردن امور دنیائی مربوط به خود، گسترش یافت. اروپائیان در قرون وسطی در چارچوب تنگ و محدود ((استبداد دینی)) و ((قدسی کردن امور دنیوی مربوط به قدرت‏نشینان)) محصور بودند و چنان‏چه گفته شد، به گفتة یکی از اندیشمندان، فلسفه و علم نیز دربان در چنین تفکری بود. از طرفی دیگر، تصویری که از خدا و مذهب در این دوران به مردم خصوصاً جوانان ارائه می‏شد، چهره‏ای بسیار زشت و کریه داشت و هر بیننده‏ای را می‏توانست از خود براند و نسبت به خدا و مذهب بدبین نماید. شیوع خرافات به نام دین و ترویج اوهام که از اصل دین فاصلة بسیار زیادی داشت در کنار یک‏سو نگری مذهب و جزمیت دینی، بسیاری را از خدا و مذهب بیزار نمود. این عده به‏رهبری کلیسا، آن‏چه خود می‏گفتند قبول داشتند و غیر از آن‏را باطل و کفر می‏پنداشتند. آن‏ها کلیة علوم و تعلیمات را در انحصار خود قرار داده بودند و همة آحاد مردم را وادار به اطاعت از آن می‏کردند. در حقیقت، کسانی‏که با تمامی توان، امور دنیوی متعلق به‏خود را نزد مردم قدسی جلوه می‏دادند، به نوعی از دگماتیسم رسیده بودند و آن‏چنان بر روی نظریات خود پافشاری می‏کردند که گوئی حقیقت مطلق، تنها در اختیار آن‏ها قرار دارد. جزم‏گرائی که این عدة در اقلیت، پیشة خود ساخته بودند، آن‏چنان محیطی در جامعه ایجاد کرده بود که حتی تنفس در آن مشکل به‏نظر می‏رسید. هر کسی پیرو نظریات آن‏ها نبود، رافضی قلمداد می‏گردید و دستگاه انگیزاسیون می‏توانست به چنین بهانه‏ای جان و مال عدة بسیاری را بگیرد. روایت‏های بسیاری را تاریخ نقل کرده است که مشتی از خروار به‏قرار زیر است: قتل و عام رافضیان توسط هانری ششم امپراطور آلمان در سال ۱۱۹۴، سوزاندن مخالفین از طرف اوتوی چهارم در سال ۱۲۱۰ و لوئی هشتم سلطان فرانسه در سال ۱۲۲۶ و فلورانس در سال ۱۲۲۷ و میلان در سال ۱۲۲۸ و وضع قوانین مشابهی توسط فردریک دوم در خلال سنوات ۱۲۲۹- ۳۹ که به موجب آن، کسانی‏که به جرم بدعت در دین و انکار استبداد دینی و قدسی بودن لوازم صاحبان دین و قدرت، محکوم می‏گردیدند، باید در آتش سوزانده می‏شدند، اموالشان توسط حکومت ضبط می‏گردید، وارثین آن‏ها از حق ارث محروم بودند و اطفالشان حق تصدی مشاغل اجتماعی و حکومتی را نداشتند، مگر آن‏که سایر "ملاحده" را لو دهند. روبر دومینیکان در سال ۱۲۲۹ در یک روز، حکم سوزانیدن ۱۸۰ نفر از اندیشمندان را صادر نمود و از سال ۱۴۸۰ تا ۱۸۰۸ تعداد ۴۰۷۱۲ تن از متفکران، روشنفکران سوزانیده شدند و قریب ۳۸۷۹۴۴ تن از روشنفکران و دگراندیشان آن زمان، به مجازات‏های سنگین محکوم گردیدند. محکومین با وسائل مختلف مورد شکنجه و آزار قرار می‏گرفتند تا وادار به اعتراف و توبه شوند، درغیراین‏صورت، سوزانیده می‏شدند.

تمامی این اعمال برای آن بود که اندیشمندان را وادار به تسلیم در مقابل عقاید خود نمایند، امّا تاریخ به‏روشنی نشان می‏دهد که چگونه اندیشمندان اروپائی در مقابل ((استبداد دینی)) قد علم کردند و پایه‏های رنسانس را قوام بخشیدند.

 دکتر بروجردی
نظر ها
افزودن جدید
نوشتن نظر
نام:
ایمیل:
 
عنوان:

3.21 Copyright (C) 2007 Alain Georgette / Copyright (C) 2006 Frantisek Hliva. All rights reserved."

 
< بعد   قبل >