|
معناي زندگي در اديان جهان (آلبر کامو) |
|
|
|
در آنچه در پي ميآيد، به موضوع معناي زندگي در اديان جهان از موضعي ميپردازم که آن را موضع عموم اديان ميدانم و فقط براي اينکه نکاتي را که خواهم گفت تثبيت کنم و برايشان مثالهايي بياورم به اديان خاصّ اشاره ميکنم. نيمهي نخست توصيفي خواهد بود. با ابتناء بر اين فرض که موضع اساسي اديان ايناست که زندگي معنادارست، نخست، ميکوشم تا تفسيري آفاقي[2] از معناي زندگي ـ به تعبيري گستاخانه، تفسيري از منظر الاهي ـ عرضه دارم و، سپس، به راههاي عمدهاي که انسانها از طريق آنها به آن معنا دست مييابند اشاره ميکنم. نيمهي دوم مکتوب من به ارزيابي اختصاص دارد؛ [يعني به اينکه] آيا موضع اديان راجع به معناي زندگي درست است يا نه.
|